دلشکسته ازعالم و ادم(خاطرات ماندگار)

درد،رنج،قصه،ماتم،خیانت،دل،شکستن

البوم محند20/6/1391

 

حجم عکسها بالاس طول میکشه یکم

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم شهریور 1391ساعت 12:36  توسط محمد  | 

 


برچسب‌ها: پست همیشگی
+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم مرداد 1391ساعت 19:15  توسط محمد  | 

زنگ تفریح


کاریکاتور زندگی تامرگ
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم تیر 1391ساعت 14:8  توسط محمد  | 

زنگ تفریح2012

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم تیر 1391ساعت 13:42  توسط محمد  | 

زمونه نیس خودمونیم

سلام
سلام به همه دوستانم
به اونهایی که همیشه کنارم بودن امدنو با امدن شون تنهام نذاشتن
امیدوارم که همیشه خوب باشین
امروزم دلم گرفته
امروز میخام از ماجراهایی بگم که امیدوارم براهیچکسی پیش نیومده باشه

چراهمیشه ادما همچیو باهم قاطی میکنن ها
چراهمیشه درداشونو براهم میگن موقعی که شادن اصلا یادت نمیکنن
چراهمیشه همه تغصیراتو میدازن بپای زمونه
چراهمیشه خیانتهای دیگرانو روکسی دیگ خالی میکنن
چرا وقتی میگن دوستدارن تنهات میذارن
چرا وقتی میگن وقت تورو میپرسن بهت خیانت میکنن
چرا بعضی ها خود فروشی میکنن تا پول دربیارن
چرا ها؟
کی میخاد جواب اینهمه سوالامو بده

؟
 
دلم گــــــــــــــــــــــرفته اره

همیشه همه"همه ماجراهارو باهم قاطی میکنن:ازیچی دیگ میحرفی به یچی دیگ میچسبوننش؟اخه بگو وقتی دوسنداری بگی چرا حرفو عوض میکنی بگو دوسندارم بگم بهت بتو ربطی نداره چرا همش دروغ پشت دروغ پشت دروغ میگین هــــــــــــــــــــــــــــــــــــــا؟
چرا موقعی که شاد هستین میگین میخندین یاد ادم نمیکنین چراهمش دردهاتونو غصه هاتونو میگین؟وقتی که دیگه هیچکسی نی کمکتون کنه وقتی که خوب خسته میشین بد میزنگین پشت تل با گریه همش حرف میزنین ادمو اتیش میدین؟هــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــا؟
لینو یادتون باشه کسی که دوســــــــــــــــــــــــــــتون داره هیچموقع نمیتونه حتی ببینه 1 خارتو پات رفته چه برسه گریه؟کسی که گریتو درمیاره میخنده مسخرت میکنه بدون تورو برا خودت نمیخاد...
ای خــــــــــــــــــــدا
چرا همیشه وقتی کاری انجام میدین اشتباه میشه بد میگین که تغصیر من نبود اون اینجوری کرد اگ اون اینجوری نبود من.....چرا کارایی که کردینو ب گردن نمیگیرین؟هــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــا؟
چرا وقتی کسی بهتون خیانت میکنه بهتون نارو میزنه بهتون پشت میکنه سر کسی دیگه شماهم همین بلارو درمیارین؟مگه همه ادم ها عین همن؟مگه ادم ها مث اون ادم پست هستن که بهتون نارو بزنن؟چرا وقتی صادقانه میان جلو بهشون شماهم نـــــــــــــــــــــــــارو میزنین؟هـــــــــــــــــــــــــــــــــــا؟
چرا وقتی یکی میگه دوستون داره باهش بد تا میکنین فک میکنین اونهم مثل همه میخاد ازتون استفاده کنه بندازتون سطل زباله؟هــــــــــــــــــــــــــــــــــــــا؟
دیگه چی بگم؟
روحسابم با اونهایی که میان ادمو وابسته میکننو میذارنش تو خاطرات میرن
یه روزی پاشو میخورین
به امید اینکه همه ادم ها بشن اونی که میخان

+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم تیر 1391ساعت 14:40  توسط محمد  | 

محمدگالری

 

+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم تیر 1391ساعت 12:0  توسط محمد  | 

دلشکسته

امروز میخام با چشم خیسم براتون بنویسم

همیشه چرا ادما همه رو مثل خودشون میبینن؟

چراهمیشه به حرفهای دیگران اعتماد دارن؟

چرادیگران براشون ازخودشون مهم ترن؟

چراهمیشه....

چرا وقتی به یکی قول میدن تا تهش وا نمیستن؟

چراوقتی بایکی عهدی میبندن تا اخرش پاش نمیمونن؟

چرا چرا چرا؟

خسته شدم از این همه خیانت

دیگ دوسندارم.....

این هفته جواب خوبی رو که باید بشنوم میگیرم

دیگ براهمیشه راحت میشم اخ خدا ممنونم ازت که اینقد دوسمداری

اینقد دوسمداری ک میخای منو ببری پیش خودت

ینی لیاقتم به ابنجارسیده

ممنون

امام رضا داره دعامو براورده میکنه

قوربون کرمو معرفتت

فقد میخخاستم بهتون بگم دوستای خوبم

وقتی به یکی قول میدین مردون پاش باشین.تااخرش پای همه چیش باشین.همیشه قدر کسی ک دوسشداررینو بدونین.همیش اینقد بهم احترام بذارین همیشه اینقدباهم خوب باشین که همه حسودیشون بشه بهتون.همیشه حرمت همو داشته باشین هیچ موقع بی احترامی نکنین.هیچ موقع صداتونو بلند نکنین روهم .هیچ موقع خیانت نکنین.هیچموقع قلبشو نشکنین.هیچموقع وقتی ازش دلگیر میشین تو دلتون نگه ندارین بهش بگین تا بفهمه جبران کنه نکنه بذارین تو دلتون بعد یکی بیاد یکم بهتون محبت کنه برید سمتشو.... هیچموقع امتحانش نکنین اگ واقعا به اونجایی رسیدین که بهش شک دارین پس تمومش کنین بهتره.

عشق میدونین چیه

عشق یعنی با۱ نگاه عاشق شدن

عشق یعنی یه لبخند

عشق یعنی سکوت تا محو شدن

عشق یعنی محبت

عشق یعنی علاقه

عشق یعنی اعتماد

عشق یعنی صداقت

عشق یعنی گریه شبانه

عشق یعنی بی طاقتی

عشق یعنی رفاقت

عشق یعنی وابستگی

عشق یعنی هرلحظه چشم به گوشی بودن

عشق یعنی موقعی که تو خونه ای گوشیت ویبرس

عشق یعنی یواشکی اس دادن تو خونه

عشق یعنی بخاطرش مسافرت کردن

عشق یعنی امیده به زندگی داشتن

عشق یعنی پا به پا بودن

عشق یعنی تاخر دنیا

اشکام هنوزم میاد چکاکنم چکاکنم

فک نمیکدم ادمای این دنیااینقد دلشکستن راحته براشون

ووگرنه دلمو براسومین بار نمیذاشتم بشکنه

کاش همون اول ک تو برفها اشکم درامدجلو همه خورد شدم همچی تموم

میشد

کاش.

یادش بخیر

بوس بوس بابای

 

+ نوشته شده در  شنبه سوم تیر 1391ساعت 12:32  توسط محمد  | 

دلشکسته

امروز میخام با چشم خیسم براتون بنویسم

همیشه چرا ادما همه رو مثل خودشون میبینن؟

چراهمیشه به حرفهای دیگران اعتماد دارن؟

چرادیگران براشون ازخودشون مهم ترن؟

چراهمیشه....

چرا وقتی به یکی قول میدن تا تهش وا نمیستن؟

چراوقتی بایکی عهدی میبندن تا اخرش پاش نمیمونن؟

چرا چرا چرا؟

خسته شدم از این همه خیانت

دیگ دوسندارم.....

این هفته جواب خوبی رو که باید بشنوم میگیرم

دیگ براهمیشه راحت میشم اخ خدا ممنونم ازت که اینقد دوسمداری

اینقد دوسمداری ک میخای منو ببری پیش خودت

ینی لیاقتم به ابنجارسیده

ممنون

امام رضا داره دعامو براورده میکنه

قوربون کرمو معرفتت

فقد میخخاستم بهتون بگم دوستای خوبم

وقتی به یکی قول میدین مردون پاش باشین.تااخرش پای همه چیش باشین.همیشه قدر کسی ک دوسشداررینو بدونین.همیش اینقد بهم احترام بذارین همیشه اینقدباهم خوب باشین که همه حسودیشون بشه بهتون.همیشه حرمت همو داشته باشین هیچ موقع بی احترامی نکنین.هیچ موقع صداتونو بلند نکنین روهم .هیچ موقع خیانت نکنین.هیچموقع قلبشو نشکنین.هیچموقع وقتی ازش دلگیر میشین تو دلتون نگه ندارین بهش بگین تا بفهمه جبران کنه نکنه بذارین تو دلتون بعد یکی بیاد یکم بهتون محبت کنه برید سمتشو.... هیچموقع امتحانش نکنین اگ واقعا به اونجایی رسیدین که بهش شک دارین پس تمومش کنین بهتره.

عشق میدونین چیه

عشق یعنی با۱ نگاه عاشق شدن

عشق یعنی یه لبخند

عشق یعنی سکوت تا محو شدن

عشق یعنی محبت

عشق یعنی علاقه

عشق یعنی اعتماد

عشق یعنی صداقت

عشق یعنی گریه شبانه

عشق یعنی بی طاقتی

عشق یعنی رفاقت

عشق یعنی وابستگی

عشق یعنی هرلحظه چشم به گوشی بودن

عشق یعنی موقعی که تو خونه ای گوشیت ویبرس

عشق یعنی یواشکی اس دادن تو خونه

عشق یعنی بخاطرش مسافرت کردن

عشق یعنی امیده به زندگی داشتن

عشق یعنی پا به پا بودن

عشق یعنی تاخر دنیا

اشکام هنوزم میاد چکاکنم چکاکنم

فک نمیکدم ادمای این دنیااینقد دلشکستن راحته براشون

ووگرنه دلمو براسومین بار نمیذاشتم بشکنه

کاش همون اول ک تو برفها اشکم درامدجلو همه خورد شدم همچی تموم

میشد

کاش.

یادش بخیر

بوس بوس بابای

 

+ نوشته شده در  شنبه سوم تیر 1391ساعت 12:32  توسط محمد  | 

محمد جونمی

.......................................

برچسب‌ها: پست ثابت
 
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم خرداد 1391ساعت 16:30  توسط محمد  | 

سلامی دوباره 29/3/91

 

سلام

امروز میخام درباره بعضی چیزایی که تو ذهنمه بگم

نمیدونم چرا اینجوریه دنیا

جامعه خرابه یا مشکل از خودمون؟

...............................................................

چرا الان اینقد رابطهای خانوادها باهم کم شده؟

چرا اینقد ازدواج کردن سخت شده ولی ازاین طرف مثل اب خوردن طاق میگیرن؟

چرا همه بهم خیانت میکنن؟از زنوشوهرش گرفته تا..برادر به برادرش...دیگه بقیش بماند که جای خود دارن؟

چرا هیچکسی پایی قولاش نمیمونه؟

چرا دیگه همه یجوری از زیر بار مسئولیتشون فرار میکنن؟

چرا وقتی یکی میگه تا اخرت باهاته ولی...؟

چراهمه دخترا تنوع طلب هستن؟

چرا پسرهاهم اینجوری شدن؟

الان کمتر کسی پیدامیشه ک مجرد باشه باکسی دوس نباشه؟الان کمتر کسی پیدا میشه کسی باشه مجرد و تاحالا رابطه نداشته باشه.

نمیگم نیس هس وای هر ۱۰۰۰ تا ۱۰ نفر.

چرا هچکسی درک نمیکنه ادمو؟

؟

؟

چی خوب میشد همه چی مثل قدیم بود

اخه قدیمها اصلا هیچکسی موبایل نداشت.فقدپدر خانواده موبایل داشت.خونهااینقده درو نبود.رابطهای خانوادگی اینقده ازهم جدا نبود.افراد خانواده همیشه همو میدیدن.بیشتر خانوادها هر ماه خونه یکی جلسه میذاشتن دور هم جم میشدنو میگفتنو میخندیدن.قدیما پول دراوردن شایید خیلی سخت بود زحمتش بیشتر بوددرامد خانوادها کم بود ولی باهمون کم بودنش کنار هم خیلی خوب بودن شاید غذای زیادخوبی نمیخوردن ولی همونیم ک داشتن با خوشی کنارهم...قدیما وقتی عاشق دختر همسایه میشدی هر روز به امید دیدنش که شاید امروز بیاد بره نون بگیره یا با مامانش بره بیرون میومدیو چشم انتظارش میشدی تا۱ لحظه ببینیش از دور بهش نگاه کنیو اونم بهت نیش خند بزنه.قدیما عشق هاش واقعی بود.قدیما ک دبستان میرفتیم توی هفته ۱ روزش دوزنگ ورزش داشتیم دو زنگ قران ک وقتی شبهاش درس نمیخوندیم بابا میگفت بشین درستو بخون میگفتین فردا ورزش ورزش قران قران داریم.هه یادش بخیر.قدیما خونها همشون ویلایی بود حیاط داشت هروقتی دلمون میگرفت میومدیم توحیاطو یکم اب پاشی میکدیمو میچستیم دور هم میحرفیدیم.یادش بخیر پدربزرگ ها مادربزر گامون چقدبرامون شکلات نوشمک بستنی دوقلو..میخریدنو میچستیم کنارشون برامون قصه میگفتن.قدیما با بچها جمع میشدیم چه ببازی هایی که نمیکردیم هفت سنگوفوتبال با توپ پلاستیکی ک چند جلده میکردیم.

هی یادش بخیر

یادش بخیر

یادش

بخیر

چه خوب بود نه

ولی الان چی؟همچی وارونس همه چی برعکس شده

شایدالان خیلی ها دیگ بینمون نباشن ک بودنشون ارامش میداد بهمون

هی یادش بخیر


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم خرداد 1391ساعت 16:24  توسط محمد  | 

محمدجون


برچسب‌ها: پست ثابت
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم خرداد 1391ساعت 20:38  توسط محمد  | 

محمدجون21/3/91

 

جمعه رفتیم بیرونشهر

این یادگاریاش

 

.....................................................

...............................................................................

............................................................

...................................................................................

....................................................................

............................................

............................


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم خرداد 1391ساعت 15:2  توسط محمد  | 

بازگشت در 21/3/1391

سلام 

سلام سلام

امیدوارم خوب باشید همیشه امیدوارم زندگیتون تک تک روزاهاش ازهمیشه براتون بهتر باشه 

ببخشید اینقده سرم شلوغغ شده که وقت....

ولی بازم باهمه اینها میام میامو اینجا حرفای دلمو میگم

وای این مدت اینقد اتفاقهای تلخ شیرین افتادش برام ک دیونه شدم

ولی گذشت اره گذذذذذذذذذذذشت . دنیا همینه تا بوده همین یوده و هستش 

واقعا نمیدونم تو حکمت خدا میمونم بعضی وقتها که چرا......

هه ما هنو بچه ایم اون قد ها عقلو شعور نداریم که بخوایم با خدا.....

یحرف قشنگی بود دیدیم حفظش کردم برا من خیلی جالب بودش:

خدایا به داده و نداده ات که داده ات نعمت است و نداده ات حکمت

الان موقع امتحانای دانشگاهمه بچها برام دعا کنید ایشا..مث همیشه با معدل عالی قبول بشم 

هرچند که من پولی نمیدمو دانشگام دولتیه روزانه شهر خودم قبول شدم ولی زودتر درسم تموم بشه بهتره چون دوسدارم زودتر برم سرخونه زندگیم

امیدوارم شما دوستای عزیز خودم هم که عاشقتونم تو امتحاناتتون موفق بشینو همیشه با افتخار زندگی کننین

خیلی دلم براتون تنگیده بود خیلی حرفها هس ک نمیشه بزنم

یکی از دوسام میگف بعضی  حرفها تو قلب بمونه بهتره ولی اشتباه چون قلبها با حرفهایی ک میخان بگنو نمیگن میشکنن


+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم خرداد 1391ساعت 14:24  توسط محمد  | 

زنگ تفریح

نکات ضروری که حتما باید در مهمانی رعایت کنید !!

http://radsms.com

khanevadeh

1. پیش از رفتن به مهمانی خودتان را تر و تمیز کنید. اگر به فکر آبروی خودتان نیستید به فکر آنها باشید که قرار است با شما روبوسی کنند.

۲٫ اگر می خواهید پیش از رفتن به مهمانی دوش بگیرید، برای این کار از عطر و ادوکلن استفاده نکنید. باور کنید آب مناسب تر است.

۳٫ برای میزبانتان گل ببرید؛ اما اگر وسعتان نمیرسد که از گل فروشی گل بخرید، از گلهای داخل پارک استفاده نکنید؛ چون ممکن است بلبل عاشق از بی کسی دق کند.

۴٫ قبل از وارد به خانه ی میزبانتان یا ا… بگویید. شاید آنها در خانه شان سر بریده داشته باشند.

۵٫ هنگام ورود به همه سلام کنید و با همه دست بدهید،مگر اینکه خانه ی میزبان در استادیوم آزادی باشد.

۶٫ به اتاق های خانه ی میزبان سرک نکشید. اینجا هم همان بحث سر بریده مطرح می شود.

 

ادامه در لینک زیر


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم اسفند 1390ساعت 20:36  توسط محمد  | 

بی مرز

سلام

سلام سلام سلام

وای اینقد دلتنگ شده بودم دلتنگ وبم دلتنگ مطالبی که هیچ جا نمیتونم بگم

ولی اینجا ......

این مدت نتم قط بود اعصابم خورد شده بود دیگ داشتم دیونه میشدم

شماه خوبی چخبرا چکا میکنید؟

.........................................................................................

بازم دلم گرفته اینقد حالم بده نمیدونم چکاکنم دیگه

همچی بهم ریخته میخام براتون بگم کمکم کنید بچه ها

بگید چکاکنم چون الان واقعا دیگه بریدم

........................

از یطرف از بهترین دوستم یابگم.......دورم.از یطرف توخونه اوضاع بهم ریخته از یطرف کلا خانواده بهم ریخته از سر یک ندونم کاری یک نفر باید چنتا خانواده اذاب بکشن

نمیدونم دیگه چکاکنم

دیشب با مامان بحثم شد دیگ اعصابمو دارن خورد میکنن

بعداز عید میخام برناممو درست کنم از مشهد بزارم برم خداکنه درست بشه کارام با انتقالی دانشگامم موافقت کنن.

میخام برم ی ۵-۶ ماهی از خونه دور باشم تا هی

نق نق های ....گوش نکنم خیالم راحت باش

میخام انتقالی بگیرم برم تهران اگه بشه میرم خوابگاه دانشگاه

بچها هرکی تهرانی هستش بهم بگه میخوام ازش کمکم بگشیرم

ممنونم از همتون دوستون دارم

کمکم کنید

محمد

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم اسفند 1390ساعت 9:37  توسط محمد  | 

محمدجون.........................................1212

.......................................

راسی بچه ها بم امتیاز بدین

 

اون قسمت امکانات وبلاگ زیر عکسهای گوشه صفحه

 

ممنووووووووووووووووووووووونم


برچسب‌ها: پست ثابت
+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم بهمن 1390ساعت 14:32  توسط محمد  | 

زنگ تفریح

سلام

 بچها براتون مطالب طنز گذاشتم

امیدوارم وقتی میخونید حتما قبلش  رفته باشین

دوستون دارم

راسی ببخشید اینجوری حرفیدم جهت شوخیش بود

 

.................................................................

رفتم دستشویی پارک. تا تو دستشویی نشستم از دستشویی کناری صدایی شنیدم که گفت:

سلام حالت خوبه؟

من اصلاً عادت ندارم که تو دستشویی هر کی رو که پیدا کردم شروع کنم به حرف زدن باهاش، اما نمی دونم اون روز چِم شده بود که پاسخ واقعاً
خجالت آوری دادم:

حالم خیلی خیلی توپه.

بعدش اون آقاهه پرسید:

خوب چه خبر؟ چه کار می خوای بکنی؟

با خودم گفتم، این دیگه چه سؤالی بود؟ اون موقع فکرم عجیب ریخت به هم، برای همین گفتم؛

اُه من هم مثل خودت فقط داشتم از این جا رد می شدم...

وقتی سؤال بعدیشو شنیدم، دیدم که اوضاع داره یه جورایی ناجور می شه، به هر ترفندی بود خواستم سریع قضیه رو تموم کنم:

من می‌تونم بیام طرفای تو؟

آره
سؤال یه کمی برام سنگین بود. با خودم فکر کردم که اگه مؤدب باشم و با حفظ احترام صحبتمون رو تموم کنم، مناسب تره، بخاطر همین بهش گفتم:

نه، الآن یه کم سرم شلوغه!

یک دفعه صدای عصبی فردی رو شنیدم که گفت:

ببین، من بعداً باهات تماس می گیرم. یه احمقی از دستشویی بغلی همش داره به همه سؤال های من جواب می ده!

حتما ادامه مطلب رو بخونید.................................



 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم بهمن 1390ساعت 12:49  توسط محمد  | 

ماه غریب

سلام

 

خوبید دوسستان گلم

 

 

یچی دیگ تو ایام شهدت امام رضا(ع) تو حرم میرفتم

 

عکس گرفتم براتونو همشو میذارم

 

اگه دلتون پرر زد حرم امام رضا(ع) منم دعا کنید ممنونم


ازتون


فقد کیفیت عکسها بالاسس شاید دیر بیاد بالا

+ نوشته شده در  جمعه چهاردهم بهمن 1390ساعت 14:33  توسط محمد  | 

بی محتوا....

تنها....

دلشکسته.....

بدبخت.......

....................................

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه سوم بهمن 1390ساعت 16:24  توسط محمد  | 

یه حرف ی دل.....

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيد


سلام بچه ها
امیدوارم هرجا هستین خوب شنگول باشین

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيد.........

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيد

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيد

امتحاناتونم به خوبی داده باشین
بچها هرکی میاد لطف کنید مشخصات تونو برام بذارید
که بدونم ازکجا هستید
مثل
اسم..سن....چکاراید؟...درس یا....ببچه کجایید....
ایمیل...
ممنون میشم
میخاستم نظرتونو درباره عشق بدونم
من میگم عشق دیگه الکی شده الان هرکی میگه عاشقتهدروغ... نمیگم همه دروغ میگن نه ازهر100نفر95نفر دروغ میگن
چرااااا....ای خدا

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيد


من ازتنهایی متنفرم بشدت ولی...هی خدا
اینقد درد دارم که نمیدونم .....

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيد


برام دعاکنید راسی یادتون نشه اونایی که گفتم رو برام

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيد

بگید
ممنونم دوستون دارم
محمد
راسی برام بگید امتحانتونم چکا کردید؟

+ نوشته شده در  شنبه یکم بهمن 1390ساعت 16:54  توسط محمد  | 

یک اشتباه...ایا بازی زمونه بود؟

این داستان واقعیه ولی شخصیت های داستان

اسماشون عوض کردم
یک دختری به اسم سارا
18
ساله که یک خانواده معمولیی داشت بچه بزرگ خانواده بود و بعد از اون یک دادا6ساله هم داشت
الحمد...یک زندگی خوبی داشتن
این ساراخانوم یک پسردایی داشت به اسم احمد کا چن سالی ازسارا بزرگ بود
این دوتا تو خاانواده باهم راحت بودن کم کم بهم یجورایی وابسته شدن
کار بجایی کشی که احمد هرر روز میرفت دنبال سارا از مدرسه باهم برمیگشتن
خلاشه کاراشون اونقد ببالا گرفته بود که باهم قرار ازدواج گذاشتن
بعد یک مدتی که گذشت احمد به سارا یک موضوعی رو عنوان کرد که اونم رفع نیازهاش بود
میدونید چرا اینکارو کرد چون یه خودشم گفت که اگه توبرام نخوای...من شاید نتونم تحمل کنم
خودتونم میدونید که چقد سخته تو سن جوانی بخوای شهوتو کنترل کنی
احمد به سارا گفت که حتی بیا میریم عقد میکنیم چون بابای احمد با مامان سارا از دوسداشتن
این دو تا درجریان بودن و مخالفتی برای ازدواج این دوتتا نداشتن
قد بابای سارا میگف بزا سارا درسش تموم بشه دانشگاه بره و...
باهمه این داستلنها که گذشت
گذشت
ررابطه خانوادگیه این دوتا بهم خورد نمیدونم چررا ولی باهم دعوایی شدن یک ماه ولی بعد این یک ماه دوباره اینقد باهم خوب شدن این دو خانواده ولی دیر شده بود ...
خیلی دیره
اون یک ماهی که خانوارده سارا با احمد دعوایی بودن سارا بخاطر حرف احمد که گفته بود باهم عقد کنیم زودتر که خداییی نکرده به دنبال دخترای....
باهاش دعوا کردو جدا شد.کاش هیچموقع این اتفاق نمی افتاد کاش...هننوز یک هفته نگذشته بود از جداییی با احمد با یک پسره به اسم مجتبی دوست شد مجتبی هم که مغازه لباس فروشی داشت 21سالش بود که بد مشخص شد ازاون پسرای حرزه بوده که....
خلاصه هفته اول گذذشت هفته  دوم که شرو شد مجتبی باماشین امد دنبال سارا سارارو سوار کرد به یکم حرفیدن بهش گفته بود که ما خیلی باهم خوبیمو دوستدارمو....ازاین چرت های عاشقی
ساراهم که از احمد عقده داشت هرچی مجتبی میگفت بحرفش میکرد کمکم مجتبی شرو کرد درباره رابطه داشتن باهم اول سارا قبول  نکرد بعد کمکم شرو شد روز اول تو ماشین لب گرفت .گذشت چن رروز بد باز امید امد دنبالش رفتن چرخیدن بعد چن ساعتی که امدن مشخص شده که باهم رفته بودن خونه......اینم گذشت
همینورر که با مجتبی دوست شده بود یکی از دوستاش یک پسره دیگه رو بهش معرفی کرد ساراهم شماره پسرره رو گرفت زنگید بعد چن روزی نگذشته بود که اون پسره به اسم داوود باسارا رفته بودن خونه.....
اینم گذشت ....یک رروز که سارا رفته بود خرید بامامانش وارد یک مغازه ددیگه شد چشش که به پسره افتاده بود اون پسره هم که ازاین بچه های اوبی...اسمش مسعود بود شماره گرفت ...با اونم دوست شد...بد یک هفته با اونم رابطه برقرار کرد....
همه ی این اتفاقهاعرض یک ماه کمتر افتاد
مجتبی که خوب استفادشو کرد دیگ مثل اول جواب سارارو نمیداد بیشتر باهم دعوایی بودن فقد موقعی که مجتبی حوس سکسش میکررد باهاش خوب میشدو.....داودم که فکر میکرد سارا فقد بااونه بعد یک مدت بهش شک کرده بود یک روز تو خیابان دیدی سارا با یک پسره دست تو دسته دارن میخندنو میرن...دنیا رو سرش خراب شده بود یک روز کامل گریه میکرد اخه فکر میکرد سارا فقد مال اونه خود سارا بهش گفته بود که بجز اون با هیچکسی دیگ دوست....داوودم اونجوری بعد چنبار سکسی که کرده بودو اون اتفاق گذاشت رفت ....مسعودم که همینجوری کنار دوست دخترای دیگش اینم داشت  هرموقع میخاست به سارا میگفت ....میرفتن خونه
..............................................
اما اونور احمد هنوز دنبال سارابود نمیدونست که ساررا.....
ای خدا اصلا سارا بخاطر همین حرف احمد ازش جداشد باهاش دعوا کرد حالا....
نمیدونم چی بگم
احمد که فهمیده بود سارا باکسی دوست شده اونم رفتو تنهاش گذاشت بعد یک هفته اونم رفت خاستگاریو داماد شد
سارا یک موقع به خودش امد دید وای چه بلاییی سرخودش اورده و زندگیش....
تموم شد دیگ...الان احمد خونه خودشه یک بچه داره ولی سارا همچنان.....نمیدونم چرا اینکارو کرد
خودشم پشیمون شده ولی دیرهاره دنیای ما اینجوریه بچه ها نمیدونم چرا؟
ااه ای خدا

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم دی 1390ساعت 11:49  توسط محمد  | 

جهت اطلاع

سلام به همه دوستان خوبم
 
ایشا.....هرجاهستین خوبو خوش بباشین کنار

اون هایی که واقعا دوستشون دارین


میخاستم بهتون بگم که من تا فردا دیگه نتم قط میش و معلوم نیس ک دیگه کی برم دوباره بگیرم که بیام تو وب
از تو کافی نت اگ بتونم وقت کنم حتما میام
دلم خیلی برای این محیط مجازی تنگ میشه
همتونو دوسدارم
محمد
راسی براتومن میخام دوتا داستان بنویسم که دوتا شو باچشم خودم دیدمو.....
واقعیه
دوسداشتید خواستید بخونید
راسی یچی دیگه تو این دنیا مراقب باشین همه نامردن حتی اونی که فکر میکنید دیگه از ته دل دوستون داره ازهمه بدتره من حرف هامو زدنم
هیچ موقع به کسی اتمینان نکنید هیچ موقع
از زن عادم گرفته تادوست صمیمی دادا خواهرر حتی پدرو مادرر...
شده تو دل خوددتون تامرگتون نگه دارید باخودتون خاوت کنید گریه کنید ولی
به هیچکس نکید
نصیحت نکردم تو جامعه امروزی این حقیقت
هیچموقع نذارید 11 اتفاق براخودتون...ازتجربه دیگران استفاده کنید
همیشه تجربه همه چیز خوب نیس
گاهی به ضرر ادم
براتک تکتون ارزوی سعادتو خوشبختی میکنم
دعاکنید ارزوم براورده بشه
ممنونم
ابای

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم دی 1390ساعت 10:39  توسط محمد  | 

سلام به همه دوستانم امیدوارم که هرجاهستید کناره خانوادهاتون خوبو خوش باشید
برای همتون ارزوی سلامتی و موفقیت در امتحانات ودرزندگی میکنم


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم دی 1390ساعت 13:48  توسط محمد  | 

محمد جون5

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم دی 1390ساعت 17:26  توسط محمد  | 

یک روز بری

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم دی 1390ساعت 23:52  توسط محمد  | 

برف بازی


سلام سلام سلام


و بازم سلام سلام سلام
دووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووستون دارم
خوبید چیکا میکنید شهرتون چخبر؟
وای بچه ها مشهد برف امد جاتون خالی اینقد کیف داد برف بازی

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيد


خیابونا که اینقد سر شده بود تو خیابون مردم که راه میرفتن یک دفه کله ملاغ میزدن میوفتادن
هه خنده بازاری بود

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيد


روز بعدش خانوادگی جاتون خالی رفتیم بیرون شهر رو کوه ها
تیوپ کامیون داشتم اونم برداشتم باخودم بردم
های لیز لیز بازیی بود
4-5نفری میشستیم سنگین میشد شیب کوهم زیاد بود سرعت میگرفت  وای
چه فازی میداد چه هیجانی داشت
فقد اخرش یک اتاق افتاد که همش کوفتم شد


ولش الحمد ال.... بخیر گذشت
راسی عکساشم براتون میذارم
دوستون دارم
راستی بخندید عکستونم بگیرم
1-2-3
بگید شفتالو

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم دی 1390ساعت 21:48  توسط محمد  | 

دلنوشته1390محمد

به نام افریننده ی هستی بخش
سلام

ایشال...هرجای این سرزمین هستید برای اون بالایی همیشه بهترین باشین
همیشه ....
 امروز بازم میخام دردو دل کنم
نمیشه بگی دردو رل چون اگ بخام دردلامو بگم اینقد.....
خیلی سخته کسی که مثل چشمات اعتماد داری ازش نامردی ببینی
تابه این سن رسیدم همه چیرو خودم تجربه کردم هرچی
درد خیانت درد عاشقی درد بدبختی درد....

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيد

اینو فهمیدم هرکی بت میگه دوست دارم تنهات میذاره هرکی هر قولی بهت میده دقیقا برعکسشو انجام میده هرکی که حتی فکرشم نمیکنی که بات بخاد نامردی کنه یکاری میکنی باهت که از صدتا غریبه بدتره
میدونیین چرا الان اینهارو نوشتم چون میخام هرکی که میخئنه حواسش باشه این دنیا چجوریه
خیلی گنده خیلی نامرده
....................................................................
ولی باهمه اینها باید زندگی کرد باید یخاطر اون بالایه که مراقبمونه همیشهم باهمونه زندگی کرد تاموقعی که اون میخاد
هرموقع دلم میگیره ازاین دنیاش و از ادماش که چرا اینقد بعضی هاشون بی معرفتن بی وجدانن بی تفاوتن نسبت به همه چی
بغض گیلومو میگیره وقتیم گریم میگیره اینقد گریه میکنم که چشام بازنمیشه دیگه
نمیدونم چرااینجوریم نمیدونم
ی وقتا از خدا ی ارزوهایی میکنم.....
قوربونش بشم اینقد سرش شلوغه که تصلا بما نیگاه نمیکنه هه هه
میدونین چرا اینجوری میگم اخه هرارزوی میکنم برلورده میشه ولی اونی که ازته دل میخام اصلا خیالش نی بهم توجه نمیکنه
هی خدا
بازم کرمتو عشقه
بچها ازمن ب شماها یک نصیحت برادرانه همیشه از خدا چیزای بزرگ بزرگ بخان
اگه ازته دل باتمام وجودتون بگین بهش بهتون میده کریمه من که تا الان هرچی خواستم داده
بقول خودمون ایول دمش گرم
خوب دیگه خیلی حرفیدم باید برم دانشگاه

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيد


برام دعاکنین امتحانامو خوب بدم
دوستون دارم محمد

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيد

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيد

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه ششم دی 1390ساعت 11:22  توسط محمد  | 


سلام به همه دوستام  

  شب چله داره نزدیک میشه 

                                                        هورا هورا هورا

اخ جون که زن ندارم

اگه داشتم الان بدبخت بودم هرچی پول داشتم باید خرج میکردم ولی الان........

ولی حیف کاش داشتم

نمیدونم هم دوسدارم داشته باشم همم ازیک طرف میترسم بگیرم بد کلمو بکنه زنم از بس که هی بگه براش چیزی بگیرمو....

ولی اگه زن بگیرم هرچی داشته باشم براش خرج میکنم زنمه برای اون نکنم برای دختر همسایمون......هه

ای خدا کمکم کن ایشا..کارم درست بشه

مدرک کارشناسی رو بگیرم شرکت خودمم راستوریس بشه چی میشه یک زن خوشل اونی که دنبالشمم پیدا بشه براش جونمو هم میدماینقد طرح و برنامه دارم برای زندگیمو بچه هام  همشم عملی میشه چون من میخام

بچه ها شماهم برام زیاد دعاکنید ها

برای مجلسم همه تونو دعوت میکنم خبر میدم به همتون

هرکی تونست بیاد مشهد عروسیم شایدم شمال باش عروسیم چون میخام زن شمالی بگیرم

برای همتون ارزوی خوشبختی میکنم

دوستون دارم

محمدجون

باز شب چله شدو خیابونا ترافیک      حاج اقا با حاج خانوم تو کوچه ی تنگو تاریکه

حاج اقا میگه که امشو مگن شوی چله ی ...............

ببخشید بقیشو سانسور کردم

  حواسم نبود داشتم یک شعر......وای وای

............................................................................................

راستی بچها هرکی که میدون تو شب چله مردم ایرانی چیکار میکنن

رسمو رسومات مثل دور کورسی نشستن و فال حافظ گرفتن و....

بقیشو برام کامنت بذارید میخام همشو سرجمع کنم یک مقاله بنویسم

کمکم کنید ها

اینم با لهجه ی مشهدی

همتانه یک ماچ موکونوم از دور

ممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممماچ

بسه یره نفسم گرفت

منتظرتونم

اینم برای بعضیها که ندارن بااین گرونیها......

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم آذر 1390ساعت 15:2  توسط محمد  | 

شب یلدا 1390

 

شده یلدا مقارن با محرم / نمی دانم بخندم یا بگریم مبارک، تسلیت عید و عزاتان / پس از شادی بخور یک ذره هم غم
. . . . . .
اس ام اس شب یلدا ۹۰ بیا ماه من و یلدای من باش شب بارانیه دی ماه من باش بیا زیباترین مجنون این شب یه عمری با من و لیلای من باش
 . . . . . .
پیامک شب یلدا یلداست ، بگذاریم هر چه تاریکی هست  هرچه سرما و خستگی هست تا سحر از وجودمان رخت بربندد امشب بیداری را پاس داریم تا فردایی روشن راهی دراز باقیست
. . .
شب یلدا مبارک
 . . .
اس ام اس مخصوص شب یلدا هر چه از روشنی و سرخی داریم برداریم کنار هم بنشیینیم و بگذاریم که دوستی ها سدی باشند در برابر تاریکی ها یلدایتان رویایی…روزهایتان پر فروغ، شبهایتان ستاره باران
. . . . . .
 پیامک مخصوص شب یلدا ۹۰ شب یلدای من آغاز شد نه سرخی انار نه لبخند پسته نه شیرینی هندوانه بی تو یلدا زجر آور ترین شب دنیاست بی من یلدایت مبارک
. . .
شعر شب یلدا با تو من عزیز عشقم دیگه هیچ غمی ندارم واسه ی همیشه ی عمر،عاشقونه دل میذارم با تو یلدا پره عشقه،عشقی از جنس عزیزش  که نمیتونه بگیره کسی از دل،عشق پاکش
 . . . . . .
دوبیتی شب یلدا شب یلدا و وصف بی مثالش خداوندا مخواه ، هرگز زوالش شب یلدا فراتر از همه شب نبینم هیچ کس افتاده در تب شب یلدا زحزن و غم مبراست شب یلدا مبارک
. . .
متن تبریک شب یلدا آری ام شب شب یلدا است شب فال شب عشق شب هندوانه وشب آزادی وشب رهایی چیزی به یادم نمی آید جز اینکه امشب شب تنهایی من است یلدایت مبارک
 . . .
متون اماده شب یلدا مهر رخشا نکوترین چهر است / شب یلدا تولد مهر است این همایون شب خیال انگیز / هست درآخرین شب پاییز بیخ وبن در حماسه گستردست / در نهادش حماسه پرور دست لفظ یلدا اگر چه سریانیست / شب مهرآفرین ایرانی ست
 . . . . . .
 اس ام اس برای شب یلدا من بلندای شب یلدا را  تا خود صبح شکیبا بودم شب شوریده ی بی فردا را  با خیال تو به فردا کردم چه شبی بود ، عجب زجری بود غم آن شب که شب یلدا بود
. . . . . .
sms شب یلدا شب یلدا همیشه جاودانی است / زمستان را بهارزندگانی است شب یلدا شب فر و کیان است / نشان ازسنت ایرانیان است یلدا مبارک
 . . .
 امسال چه زیباست شب یلدای من طولانی ترین شبی که به تو فکر مکینم و از یادآوری نگاه پر مهرت شب سیاهم لبریز از نور عشق میشود معبودم یلدا مبارک
.......
روی شما به سرخی انار ، شب شما به شیرینی هندوانه ، لبتان مانند پسته خندان ، عمرتان به بلندای شب یلدا ، و غم هایتان به کوتاهی روزش باد .یلدا آمد . شب یلدا مبارک
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم آذر 1390ساعت 13:10  توسط محمد  | 

میدونی دنیا چخبره

سلام به همه دوستای گلم

میخاستم یکم ازحرفای تو دلم براتون بگم

خیلی بده که ادم وقتی به یکی اتمینان میکن حرفاشومیزنو.......خیلی چیزای دیگه که خودشون بهتر ازمن خبردارن....


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم آذر 1390ساعت 12:26  توسط محمد  |